فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 310
مرحبا طاير فرخ پي فرخنده پيام ، خير مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد ، که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام ماجراي من و معشوق مرا پايان نيست ، هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام گل ز حد برد تنعم نفسي رخ بنما ، سرو مي نازد و خوش نيست خدا را بخرام زلف دلدار چو زنار همي فرمايد ، برو اي شيخ که شد بر تن ما خرقه حرام مرغ روحم که همي زد ز سر سدره صفير ، عاقبت دانه خال تو فکندش در دام چشم بيمار مرا خواب نه درخور باشد ، من له يقتل داء دنف کيف ينام تو ترحم نکني بر من مخلص گفتم ، ذاک دعواي و ها انت و تلک الايام
حافظ ار ميل به ابروي تو دارد شايد
،
جاي در گوشه محراب کنند اهل کلام
تعبیر:
خبری به تو می رسد و زندگیت را دگرگون می کند. از موقعیت های به دست آمده، کاملاً استفاده کن تا همای رحمت را بر دوش خود احساس کنی. صبر داشته باش.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 236
اگر آن طاير قدسي ز درم بازآيد ، عمر بگذشته به پيرانه سرم بازآيد دارم اميد بر اين اشک چو باران که دگر ، برق دولت که برفت از نظرم بازآيد آن که تاج سر من خاک کف پايش بود ، از خدا مي طلبم تا به سرم بازآيد خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز ، شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد گر نثار قدم يار گرامي نکنم ، گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد کوس نودولتي از بام سعادت بزنم ، گر ببينم که مه نوسفرم بازآيد مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح ، ور نه گر بشنود آه سحرم بازآيد
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
،
همتي تا به سلامت ز درم بازآيد
تعبیر:
آنچه را که از دست داده ای به زودی به دست خواهی آورد. دنیا دوباره به کام تو می گردد. در هر کاری اعتدال و میانه روی را رعایت کن. از افراط و تفریط بپرهیز.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 4
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را ، که سر به کوه و بيابان تو داده اي ما را شکرفروش که عمرش دراز باد چرا ، تفقدي نکند طوطي شکرخا را غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل ، که پرسشي نکني عندليب شيدا را به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر ، به بند و دام نگيرند مرغ دانا را ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست ، سهي قدان سيه چشم ماه سيما را چو با حبيب نشيني و باده پيمايي ، به ياد دار محبان بادپيما را جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب ، که وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
،
سرود زهره به رقص آورد مسيحا را
تعبیر:
غرور و تکبر را در زندگی از خود بران و با دوستان و آشنایان مهربان باش و در هنگام بی نیازی و آسایش به فکر سختی و مشقت زندگی دیگران هم باش. با مهربانی و دوستی و با یاری دیگران می توانی زندگی راحتی داشته باشی. با مردم متکبر و خودپسند همنشینی نکن.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 184
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند ، گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت ، با من راه نشين باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشيد ، قرعه کار به نام من ديوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد ، صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند آتش آن نيست که از شعله او خندد شمع ، آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
،
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
تعبیر:
مشکلی که برایت پیش آمده به زودی برطرف می شود. چشم خود را باز کن و از فرصت ها استفاده کن. بیهوده برای خود گرفتاری و مشکل درست نکن.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 16
خمي که ابروي شوخ تو در کمان انداخت ، به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود ، زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت به يک کرشمه که نرگس به خودفروشي کرد ، فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوي کرده مي روي به چمن ، که آب روي تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم ، چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت بنفشه طره مفتول خود گره مي زد ، صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت ز شرم آن که به روي تو نسبتش کردم ، سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت من از ورع مي و مطرب نديدمي زين پيش ، هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت کنون به آب مي لعل خرقه مي شويم ، نصيبه ازل از خود نمي توان انداخت مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود ، که بخشش ازلش در مي مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
،
مرا به بندگي خواجه جهان انداخت
تعبیر:
از روزگار و سرنوشت خود شکایت می کنی اما غم نخور. روزگار همیشه به یک منوال نمی چرخد.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 181
بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند ، که به بالاي چمان از بن و بيخم برکند حاجت مطرب و مي نيست تو برقع بگشا ، که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند هيچ رويي نشود آينه حجله بخت ، مگر آن روي که مالند در آن سم سمند گفتم اسرار غمت هر چه بود گو مي باش ، صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کي و چند مکش آن آهوي مشکين مرا اي صياد ، شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند من خاکي که از اين در نتوانم برخاست ، از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
باز مستان دل از آن گيسوي مشکين حافظ
،
زان که ديوانه همان به که بود اندر بند
تعبیر:
با تمام وجود به هدف خود پایبند باش و آن را رها نکن. به کمک خداوند امید داشته باش تا مأیوس و نا امید نشوی. صبر و تحمل داشته باش و استقامت کن.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 96
درد ما را نيست درمان الغياث ، هجر ما را نيست پايان الغياث دين و دل بردند و قصد جان کنند ، الغياث از جور خوبان الغياث در بهاي بوسه اي جاني طلب ، مي کنند اين دلستانان الغياث خون ما خوردند اين کافردلان ، اي مسلمانان چه درمان الغياث
همچو حافظ روز و شب بي خويشتن
،
گشته ام سوزان و گريان الغياث
تعبیر:
بسیار نا امید و مأیوس هستی و آرزو های خود را بر باد رفته می بینی. واقعیت های زندگی را ببین و اسیر احساس خود نباش. هر حادثه و پیشامدی، تجربه ی بزرگی برای آینده ای بهتر است.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 11
ساقي به نور باده برافروز جام ما ، مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم ، اي بي خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق ، ثبت است بر جريده عالم دوام ما چندان بود کرشمه و ناز سهي قدان ، کايد به جلوه سرو صنوبرخرام ما اي باد اگر به گلشن احباب بگذري ، زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما گو نام ما ز ياد به عمدا چه مي بري ، خود آيد آن که ياد نياري ز نام ما مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است ، زان رو سپرده اند به مستي زمام ما ترسم که صرفه اي نبرد روز بازخواست ، نان حلال شيخ ز آب حرام ما حافظ ز ديده دانه اشکي همي فشان ، باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
درياي اخضر فلک و کشتي هلال
،
هستند غرق نعمت حاجي قوام ما
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود خواهی رسید. عشق و محبت و دوستی با مردم را فراموش نکن. با عشق و محبت می توانی سختی ها را از بین ببری و بر مشکلات چیره شوی. غم ایام را هیچ بدان زیرا همیشگی و پایدار نیست.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه جمعه 20 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 126
جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد ، هر کس که اين ندارد حقا که آن ندارد با هيچ کس نشاني زان دلستان نديدم ، يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد هر شبنمي در اين ره صد بحر آتشين است ، دردا که اين معما شرح و بيان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ، اي ساروان فروکش کاين ره کران ندارد چنگ خميده قامت مي خواندت به عشرت ، بشنو که پند پيران هيچت زيان ندارد اي دل طريق رندي از محتسب بياموز ، مست است و در حق او کس اين گمان ندارد احوال گنج قارون کايام داد بر باد ، در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد گر خود رقيب شمع است اسرار از او بپوشان ، کان شوخ سربريده بند زبان ندارد
کس در جهان ندارد يک بنده همچو حافظ
،
زيرا که چون تو شاهي کس در جهان ندارد
تعبیر:
زندگی را زیاد سخت نگیر. فکر کردن به آرزوهای محال زندگی ات را سخت و دشوار می سازد. آسایش زندگی را از دست نده. هر کسی را محرم اسرار خود قرار نده تا دچار دردسر و مشکل نشوی. خوب و بد زندگی زودگذر است.